او مي آيد
ديشب اين پنجره ها بوي شقايق مي داد
بوي لبخند خدا بوي حقايق مي داد
و سواري که ز آغوش خدا مي آمد
خبر از آمدن يک گل زيبا مي داد
شهر طوفان زده از درد به خود مي پيچيد
عطر ميلاد ضحي باد موافق مي داد
هيچ کس در گذر ثانيه ها خواب نماند
ابر چشمان افق نم نم هق هق مي داد
ديشب از آيينه ها نور سحر مي باريد
باز هم بغض به ما موهبت دق مي داد
نفس صبح که در خلوت شبنم روئيد
قاصدک باغچه را مژده صادق مي داد
*********************************
بيا مهدي بيا جانها فدايت
فداي آن همه لطف و صفايت
بيا مهدي تو سرت بر ملا کن
نگاهي به کساني مثل ما کن
بيا مهدي ستم ها بيداد کرده
تمام آدميت رفته بر باد
بيا مهدي سحرگاهان چو نوري
بده به داغ اين دلها صبوري
بيا مهدي عدالت را به پا کن
سزاي اين ستمکاران روا کن
************************************
اللهم عجل لوليک الفرج
عيد بر همگي مبارک باد
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 12:58  توسط دانش آموزان کلاس سوم ریاضی
|